حسن حسن زاده آملى

74

رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم (فارسى)

قيصرى در آخر فصل سوم مقدمات شرح فصوص الحكم گويد : الاعيان من حيث تعيناتها العدميه و امتيازها من الوجود المطلق راجعه الى العدم و ان كانت باعتبار الحقيقه و التعينات الوجوديه عين الوجود فاذا قرع سمعك من كلام العارفين ان عين المخلوق عدم و الوجود كله لله تلق بالقبول فانه يقول ذلك من هذه الجهه كما قال اميرالمؤمنين سرالانبياء والمرسلين ( ع ) فى حديث كميل ( رض ) : صحو المعلوم مع محو الموهوم ، و امثال ذلك كثيره فى كلامهم [ 1 ] در شب دوشنبه بيست و سوم ربيع الاول هزار و سيصد و هشتاد و هفت هجرى قمرى در عالم خواب با مرحوم استاد جامع المعقول و المنقول حضرت آيت الله حاج شيخ محمد تقى آملى قدس سره كه در قيد حيات بود رؤياى صالحه اى دست داد و مبشراتى بود از آن جمله اين كه به حقير فرمود : ( ( التوحيد ان تنسى غير الله ) ) و چون به حضور مباركش تشرف يافتم و واقعه رؤيا و آن جمله توحيديه را بديشان عرض نمودم ، اين بيت گلشن راز عارف شبسترى را به اين صورت برايم قرائت فرمود : خبر در داده اندت از خرابات * * * كه التوحيد اسقاط الاضافات حال در كان الله و لم يكن معه شيء ، و امثال آن اگر درست غور شود مبين گردد كه معنى واقعى و حقيقى آن راسا انتفاى شيء است نه اين كه شيء را شانيت معيت با او نيست كه معلول دون و بعد علتش است نه مع او و ديگر اينكه كان كلمه وجوديه است كه در صحف توحيديه كه در حقيقت تفسير انفسى آيات و روايات اند مبرهن است نه چنان كه اولئك ينادون من مكان بعيد كه از آستانه قدس ولايت مطرودند و عوام علماء و علماى عوام اند امساك فيض را به فياض على الاطلاق تجويز مى نمايند و به دو اسناد مى دهند ، سبحان الله عما يصفون در بيان صحو المعلوم مع محو الموهوم ، اشارتى داريم و العاقل يكفيه الاشاره ، از امام صادق عليه السلام كه كلمات و بياناتش كاشف رموز انبياء و اولياء و شاهد اشارات حكما و عرفاء است مروى است كه ان حقيقه الشيء بصورته لا بمادته [ 2 ] شيئيت شيء به صورتش است نه بماده اش و صورت شيء فصل حقيقى او است ، و فصل در حقيقت حقيقت علت و علت حقيقيه او است كه فصل حقيقى در حقيقت تمام شيء است كه

--> [ 1 ] عبارت قيصرى را از نسخه خطى شرح او بر فصوص الحكم كه متعلق به نگارنده است نقل كرده ام و در نسخه هاى چاپى تحريف روى داده است [ 2 ] فلسفه الامام الصادق ( ع ) تاليف مرحوم شيخ محمد جواد جزائرى متوفى 1378 ه ، ص 26 ، ط بيروت